خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





معانی برخی اصطلاحات رایج در عشایر ایل باصری

    اربتین

    بدقیافه

    اردم دار

    خوش سلیقه

    بابو

    پدر بزرگ

    مامو

    مادربزرگ

    بلیت

    ولگرد

    اجامور

    زیرک

    پچل

    کثیف

    پیناس

    خسیس

    چالمه

    دل درد کهنه

    چایمون

    سرماخوردگی

    چیله

    چوب خشک باریک

    چلوس

    چوب نیم سوخته

    دوراغ

    دوغ پخته

    چکلوک

    دوغ پخته و آب رفته

    دون گاه

    محل دوشیدن گله

    رگاه

    از شیر گرفتن بره

    لیجمار

    لاغر اندام

    قبراق

    سر حال

    هوچک

    تاب خوردن

    کچ

    دکمه لباس

    حادق

    بیدار و زرنگ

    پاردم سوییده

    دنیا دیده

    جفنگ

    حرف مفت

    شپلاق

    سیلی

    قرغو

    داد و فریاد

    کله پرق

    انداختن چوب دستی

    گمسه

    کم حرف

    کرمنج

    مه غلیظ

    دولاخ

    گرد و خاک

    قیماق

    سرشیر

    بتمرگ

    بنشین

    اشتو

    شتاب عجله

    تحه

    گوسفند به رنگ حنایی

    کلوس

    حالت جمع نشستن
    پلوش بوی سوختن پشم جملی دوقلو
    جلابی گوسفند گوشتی شامپیل تکه ای از هیزم خشک
    گشت تمام نرگد بزرگ

    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    معانی برخی اصطلاحات رایج در عشایر ایل باصری

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده